خرید بک لینک
"اسفند" تافتهی جدابافته است!نه میتوان اَنگ ِ سرمایِ زمستان را به او زد، نه وصلهی بیحوصلگی غروبهایِ بهار به تنش میچسبد."اسفند" را باید نشست کنجِ حیاطخلوتِ ذهن، و عشقبازی کرد، با خاطراتِ دور اما

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نوروزی تاريخ: دوشنبه 27 اسفند 1397 ساعت: 23:18

گهگاه تنفسی به اوقات بده
رنگی به همین آینه ی مات بده

من می دانم سرت شلوغ است ولی
گاهی به خودت وقت ملاقات بده

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نوروزی تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 8:12

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیستگفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میرویگفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیستگفت: می باید تو را تا خانهی قاضی برمگفت: رو ص

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نوروزی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 6:05

بهار دلکش رسید و دل بجا نباشد،از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشددر این بهار ای صنم بیا و آشتی کن ،که جنگ و کین با من حزین روا نباشدصبحدم بلبل بر درخت گل به خنده میگفت ، نازنینان را، مه جبینان را وفا ن

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نوروزی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 6:05

صفحه بندی